|
هميشه تو مدرسه زنگ دين و زندگي براي من نفرت آورترين زنگ دنيا بود. هميشه دلم مي خواست يه جوري ازش فرار کنم. دليل اين کارمم اين بود که هميشه از حرف هايي که معلم هاي ديني مي زدن بدم ميومد. فکر مي کردم اين معلم ها کاري جز نصيحت کردن بلد نيستن. به دين و زندگي به چشم يه درس نگاه مي کردم که مي تونه نقش موثري تو بالا آوردن معدل داشته باشه. يادمه پارسال وقتي معلم دين و زندگي درس مي داد و در مورد يه موضوع ديني بحث مي کرد من و دوستم آخر صحبت هاش به همديگه مي گفتيم: داره چرت و پرت ميگه. وقتي هم که زنگ دين و زندگي تموم مي شد شروع مي کرديم به مسخره کردن حرف هاي معلم.
اما امسال تقريباً ديدم نسبت به زنگ دين و زندگي عوض شده، وقتي يه نگاه کلي به کتاب کردم متوجه شدم که اين کتاب همش تفسير آيه هاي قرآن و احاديث. امسال علاقه ام به اين درس زيادتر شده و ديگه به اين زنگ به ديد يه زنگ نفرت آور نگاه نمي کنم. البته هنوز همه ي طرز فکرم تغيير نکرده.
مي دونيد اين طرز فکر از کجا تو ذهن من شکل گرفته؟
اين موضوع برميگرده به زماني که من ابتدايي بود. هميشه معلمها وقتي ميومدن سر کلاس چند تا سوال از کتاب براي ما مشخص مي کردن و ميگفتن اينا رو براي امتحان بخونيد. معلم هاي قرآن که ديگه افتضاح بودن. آدم هايي بودن که يه ليسانس بيخودي گرفته بودن و اومده بودن معلم شده بودن. بدون هيچ تجربه اي. فکر مي کردن بچه ها بايد از روي آيات قرآن بخونن بدون اينکه توجهي به معني هاي اون داشته باشن. آخر ترم هم يه نمره ي 20 بهشون بدن و بچه ها هم کلي خوشحال باشن که نمره ي 20 گرفتن. اگه هم اين معلم ها خيلي به بچه ها لطف مي کردن به بچه ها مي گفتن نماز بخونيد و موهاتونو بيرون نذارين. اما من هيچ وقت به ياد ندارم که يک بار اين معلم ها در مورد فلسفه ي نماز خوندن براي ما گفته باشن. هميشه فکر مي کردن ما بچه ايم و چيزي هم متوجه نمي شيم اما نمي دونستن که تمام شخصيت يه آدم در دوران بچه گي ساخته ميشه. نتيجه اون کارهام این شد که الان بیشتر بچه های همسن من از دین بدشون میاد و به اصطلاح دین گریز شدن. شاید از ترس گشت ارشاد تو خیابون روسری هاشونو بکشن جلو اما به مساله حجاب اعتقاد ندارن.
آیا واقعاً کسی که تو یه جامعه ی اسلامی داره زندگی می کنه و مسلمان باید از ترس گشت ارشاد و نیروی انتظامی دستورات اسلام رعایت کنه؟
این کار نیروی انتظامی که برداشته تو هر خیابون یه ماشین گشت ارشاد گذاشته که با بدترین لحن ممکن به مردم تذکر می ده باعث میشه مردم به دین علاقمند بشن؟
نتیجه ی این کار شده مثل مدرسه های ما، که ما هر وقت ناظم و مدیر و می بینیم مقنعه هامونو میکشیم جلو و میشیم بچه مثبت اما وقتی که از در مدرسه پامونو میذاریم بیرون دوباره همه ی مقنعه ها میاد عقب.
من که فقط 16 سالمه و تجربه ای ندارم می فهمم که با زور نمیشه مردم به دین علاقه مند کرد.
نظارت رو ظاهر مردم باعث نمیشه اعتقاداتشون درست بشه. اگه مردم در ظاهر و جلوی پلیس قانون شکنی نکنن جایی که پلیس نیست هر جور دلشون می خواد رفتار می کنن. و نسبت به نیروی انتظامی و دولت و حکومت تنفر پیدا می کنن.
اگه دولت و نیروی انتظامی میخوان جامعه درست بشه باید اعتقادات مردم رو درست کنن. باید رو بچه ها سرمایه گذاری کنن باید آموزش و پرورش اصلاح بشه باید برای معلم ها کلاس های آموزشی بذارن. تو همه ی کشورهای دنیا معلم بیشترین حقوق و بیشترین منزلت اجتماعی رو داره اما تو ایران این موضوع بر عکس. مطمئناً وقتی به خواسته ها و نیازهای یه معلم توجه نمیشه جامعه همینی میشه که الان دارید می بینید.....................................
(ببخشید نمی خواستم انقدر سیاسی بنویسم ولی اینا حرف هایی بود که دلم می خواست یه مسئولی که داره تو ای کشور به مردم خدمت میکنه بدونه به همین خاطر این مطالب رو تو وبلاگم نوشتم تا شاید یه مسئولی یه روزی اونو بخونه و وضعیت کشور بهتر از این بشه که الان هست.)
|