من فائزه هستم دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار. سعی دارم تا تویه این وبلاگ خاطراتم و دیدگاهم رو نسبت به زندگیم و جامعه ای که تویه اون زندگی میکنم بنویسم. اگه میخواین با من بیشتر آشنا بشین سری به "پروفایل مدیر وبلاگ" بزنید. بعضی وقت ها هم اینجا "http://mydreams2.persianblog.ir" مینویسم. نکات قابل توجه: 1. به کامنت هاتون همین جا جواب میدم. 2. کامنت های تبلیغاتی حذف خواهد شد. 3. برای لینک کردن وبلاگم نیازی به اجازه گرفتن از من نیست، درصورت تمایل میتونید لینکم کنید. 4. از هر وبلاگی خوشم بیاد لینکش میکنم. 5. خوشحال میشم نظرتون رو درمورد نوشته هام بدونم.
متن زیر رو یکی از دوستام برام فرستاده بود فکر کردم شاید بد نباشه شما هم بخونیدش(البته قسمتی از متن رو حذف کردم چون از لحاظ اخلاقی بد بود):
شنبه 25 تير 1387 سيد ابراهيم نبوي زنده باد مرداني که مانند مولاي شان علي وقتي مي خواهند به فقرا کمک کنند، شبها ناني در دست مي گيرند و چهره پنهان مي کنند تا فقرا از فقر خود خجالت نکشند. زنده باد آقاي وزير پيرو عدل علي که چنين به فکر فقرا هستيد. زنده باد خدمتگذاران ملت که دخترکان معصوم و فقير را جلوي دوربين به صف مي کشند تا وزيري بسته هزارتوماني را به دست بگيرد و وقتي عکاس شروع کرد به عکاسي کردن، با لبخندي که به زور روي لب هايش ماسيده است، پول بدهد به بچه ها و مدير موسسه به بچه ها بگويد: بچه ها لبخند بزنيد، دارند عکس مي گيرند. لبخند بزنيد تا آقاي وزير نشان بدهد که تا چه حد فرزندان ايران زمين را دوست مي دارد.. زنده باد مديران عزيزي که دخترکان معصوم رها شده در خيابان ها را به خانه هاي اخلاق و انصاف مي آورند تا به جاي اينکه آنان به خودفروشي بيفتند، جلوي دوربين هاي وقيح و کثيف تبليغات پوپوليستي و احمقانه دولتي که بوي لجن مي دهد، به آنها پول بدهند و براي خودشان آدم بخرند. زنده باد دولت عزيزي که براي سربلندي ملت همه کار مي کند، همه تلاشش را مي کند تا مردم را به بردگاني تبديل کند که مستقيما و جلوي دوربين از دولت پول مي گيرند. زنده باد سوسياليزم احمدي نژادي که جهان را تکان داده است. و زنده باد مرداني که حيثيت امام شان را که هزار بار گفته اند در خفا و در نهان به فقرا چيزي مي داد تا آنان شرم نکنند، حيثيت امام علي را به دو روز دولت بي عرضه بي کفايتي مي فروشند تا بچه ها با چشم خودشان ببينند و باور کنند که تمام آن افسانه ها دروغ بود.. ايستادم، آقاي وزير آمد، به هر کدام مان يک هزار توماني دادند، خانوم مدير گفت هر وقت پول دست تون دادند و عکاس عکس گرفت لبخند بزنيد. ولي من خجالت مي کشيدم. توي خيابون وقتي گدايي مي کرديم کسي ازمون عکس نمي گرفت. راستي آقاي عکاس! اين عکس ها رو کجا چاپ مي کنين؟ آقاي وزير! چه مي کنيد با اين ملت؟ آقاي وزير! ما که دين نداريم. لااقل بگذاريد فکر کنيم علي آزاده بود. آقاي وزير ما که مي دانيم عدالت شما دروغ است و جز براي دوربين کاري نمي کنيد، لااقل بگذاريد فکر کنيم امام تان مثل شما دروغگو نبود. آقاي وزير! ما که مي دانيم فقيريم و اگر از اينجا بيرون مان کنند، ...لااقل حالا بگذاريد در همين جا در بدبختي مان بمانيم، چرا عکس مان را مي گيريد؟ نگذاريد بچه ها شک کنند که خوبي مرده است.
شرکت نوکيا براي طراحي گوشي هاي خود در آينده روياهاي عجيبي دارد ، بطوري که مدير بخش طرح هاي ابتکاري مرکز تحقيقات اين شرکت مي گويد که در آينده ممکن است گوشي هاي تلفن همراه در يک گلدان رشد کنند. " لئو کايير کايينن" مي گويد که دور از انتظار نيست اگر در آينده ي نزديک گوشي تلفن همراه به عنوان ماشين چاپ مورد استفاده قرار گيرد يا اين که تلفن همراه براي ورزش به عنوان يک هدبند به پيشاني بسته شود که از عرق و آلودگي جلوگيري کند. بر اساس اين گزارش، 30 هزار نفر از کارمندان بخش تحقيقات و توسعه نوکيا روي طرح هاي شگفت انگيز تلفن همراه متمرکز شدند که احتمال دارد در آينده اين نوع گوشي ها ساخته شود و در دسترس کاربران در سراسر دنيا قرار گيرد. کايينن مي افزايد: نوکيا علاوه بر طراحي انواع گوشي در پي ساخت روبات هاي خانگي و سيستم تشخيص سلامتي است. وي اظهار داشت که نوکيا همچنين اقدام به طراحي گوشي هايي کرده که بتواند به تشخيص بيماري کمک کند. مدير بخش طرح هاي اتبکاري مرکز تحقيقات نوکيا مي گويد که اين شرکت همچنين در حال آزمايش روي حسگرهاي GPS در تلفن هاي همراه است تا بتواند وضعيت ترافيک را پيش بيني کند. تحولات در صنعت موبايل شايد کمي عجيب و باورنکردني باشد اما در کنار نقش و تاثيرات مثبت و ضرورت تحول در اين حوزه ، نگراني هايي در مورد تاثيرات منفي تلفن همراه درحال افزايش است. خطرات تلفن همراه براي سلامتي افراد از جمله نگراني هاي جامعه نسبت به رشد روز افزون اين ابزار نوين ارتباطي است.