سلام دوست جونا.
با تموم شدن ترم اول ۴ نفر از کلاس ۲۲ نفره ما تصمیم گرفتن تا ترم دوم رو غیر حضوری بخونن.می تونم بگم تویه این مدت چند سالی که باهم بودیم و با وجود وابستگیمون به هم امروز غم عجیبی تمام کلاس رو گرفته بود. اون ۴ نفر از تمام بچه ها خداحافظی کردن چه لحظه هایی بود.
هر کدوم از بچه ها سعی می کرد خودش رو شاد نشون بده و بخنده تا اون یکی از این خداحافظی ناراحت نشه اما اشکی که تویه چشم همه حلقه زده بود احساسات واقعیش رو نشون میداد. لحظه ی خداحافظی چقدر سخته. حالا این خداحافظی با ۴ نفر از بچه ها بود خرداد ماه یعنی وقتی که همه میخوایم از هم جدا بشیم اون موقعه چی می کنیم؟؟!!
چند روز پیش وقتی که امتحانات ترم اول تموم شد احساس غریبی داشتم. از یه طرف شوق رفتن به دانشگاه و از طرف دیگر فکر این که تا چند ماه دیگه باید با مدرسه و همه خاطرات خوبش و همه دوستام خداحافظی کنم.
شاید دوستی هامون با این تغییر مکان از بین نره اما مطمئناْ دیگه این روزهای قشنگ باهم بودن تویه مدرسه تکرار نمیشه.
من همیشه اعتقاد داشتم برای رسیدن به یه چیز خوب تو زندگی باید از خیلی چیزها هرچند هم که خوب باشن گذشت اما این دفعه نمی تونم با این گذشتن از خاطرات خوب مدرسه کنار بیام.
|