تبليغاتX
سرزمين روياهای من

صبحانه دسته جمعی

سلام دوستان خوبم. حال و احوالتون چطوره؟؟ چه می کنید با تعطیلات؟ آخ یادم نبود شماها فقط امروز رو تعطیل هستید فقط منم که تا شنبه در تعطیلات به سر می برم. .

دیروز بچه های کلاس ما در یک حرکت ابتکاری و در راستای اصل استفاده هرچه بیشتر از روزهای در کنار هم بودن، مراسم صبحونه دسته جمعی رو در کلاسمون برگزار کردیم.

جایه همتون خالی ساعت ۸ صبح سر کلاس هندسه تحلیلی همه کنار هم صبحونه خوردیم. اونم چه صبحونه ای آش حلیم، نون بربری و یک لیوان چایی داغ2

نمیدونید چقدر بهمون خوش گذشت، حالا هی بیان بگن بچه های کنکوری افسرده هستن. اما نگاه کنید ما داریم با همین حرکات ساده از تمام ثانیه های مونده به کنکور استفاده بهینه میکنیم. و سعی می کنیم تا از هر فرصتی برای کم کردن استرس های موجود استفاده کنیم. و در شرایطی که هیچ یک از مسئولین به فکر تفریحات ما نیست ما خودمون به فکر خودمون هستیم.(تا سیاسی نشده زودتر تمومش کنم)

حرکت خیلی جالبی بود و مورد استقبال معلم هامون قرار گرفت و تعدادی از معلم ها بهمون میگفتن کار خیلی خوبی کردید و ما هم کلی ذوق کردیم و تصمیم گرفتیم هر چند وقت یکبار از این کارها بکنیم.


 

نوشته شده توسط Faezeh.s در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ساعت 12:0 موضوع خاطرات دوران مدرسه و کنکور | لینک ثابت


هشت سال دلتنگی

پست خصوصی


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط Faezeh.s در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 22:21 موضوع | لینک ثابت


نذری و تولد بابا

پست خصوصی


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط Faezeh.s در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت


بازم کنکور آزمایشی و معرفی گروه وبلاگ نویسان

پست خصوصی


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط Faezeh.s در جمعه چهارم بهمن 1387 ساعت 13:10 موضوع خاطرات دوران مدرسه و کنکور | لینک ثابت


خداحافظی

سلام دوست جونا.

با تموم شدن ترم اول ۴ نفر از کلاس ۲۲ نفره ما تصمیم گرفتن تا ترم دوم رو غیر حضوری بخونن.می تونم بگم تویه این مدت چند سالی که باهم بودیم و با وجود وابستگیمون به هم امروز غم عجیبی تمام کلاس رو گرفته بود. اون ۴ نفر از تمام بچه ها خداحافظی کردن چه لحظه هایی بود.

هر کدوم از بچه ها سعی می کرد خودش رو شاد نشون بده و بخنده تا اون یکی از این خداحافظی ناراحت نشه اما اشکی که تویه چشم همه حلقه زده بود احساسات واقعیش رو نشون میداد. لحظه ی خداحافظی چقدر سخته. حالا این خداحافظی با ۴ نفر از بچه ها بود خرداد ماه یعنی وقتی که همه میخوایم از هم جدا بشیم اون موقعه چی می کنیم؟؟!!

چند روز پیش وقتی که امتحانات ترم اول تموم شد احساس غریبی داشتم. از یه طرف شوق رفتن به دانشگاه و از طرف دیگر فکر این که تا چند ماه دیگه باید با مدرسه و همه خاطرات خوبش و همه دوستام خداحافظی کنم.

شاید دوستی هامون با این تغییر مکان از بین نره اما مطمئناْ دیگه این روزهای قشنگ باهم بودن تویه مدرسه تکرار نمیشه. 

من همیشه اعتقاد داشتم برای رسیدن به یه چیز خوب تو زندگی باید از خیلی چیزها هرچند هم که خوب باشن گذشت اما این دفعه نمی تونم با این گذشتن از خاطرات خوب مدرسه کنار بیام.


 

نوشته شده توسط Faezeh.s در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 23:27 موضوع خاطرات دوران مدرسه و کنکور | لینک ثابت




Birthday-Countdowns