|
نمیدونم ما آدم ها چرا وقتی عمر چیزی داره به پایان میرسه تازه یادمون می افته چقدر اونو دوست داریم و بهش وابسته ایم. بعد از این که میفهمی تا چند روز دیگه بهترین دوران زندگیت تموم میشه حس غریبی بهت دست میده. نمیدونی باید خوشحال باشی یا ناراحت.
فقط تا چند روز دیگه روزهای قشنگ مدرسه تموم میشه. نمی تونم باور کنم چقدر زود ۱۲ سال گذشت. مثل یه خواب بود نه مثل یک رویای زیبا بود. و چقدر سریع اومد و رفت...
میدونم بعد هر خاطره خوبی روزهای خوبتری انتظارم رو میکشه و تموم شدن مدرسه مساویه با رفتن به دانشگاه. اما من به جز مدرسه کجایه دنیا میتونم دوستی و صمیمیت همکلاسی هام رو پیدا کنم؟؟؟
این روزهای آخر به هر جایه مدرسه که نگاه میکنم هر گوشه اش برام تداعی کننده یه احساس و خاطره قشنگه. امروز از پنجره طبقه سوم به مدرسه راهنماییم نگاه میکردم. چقدر کوچیک شده بود اما در عین کوچیکی چه روزهای بزرگی رو به یادم می آورد. چه خاطره هایی ...
|