تبليغاتX
سرزمين روياهای من
سرزمين روياهای من

خاطرات یک دانشجو
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

منوي اصلي

 

آخرين نوشته ها

 

دوست جونام

 

آرشيو مطالب

 

 

وبلاگهای به روز شده









کارت ورود به جلسه کنکور سراسری
کارت ورود به جلسه کنکور سراسری که قرار بود ۱ و ۲ تیر برای مشاهده و پرینت روی سایت قرار بگیرد رسماْ از امروز روی سایت سنجش قرار گرفت و من دیشب یعنی ۳۰ خرداد کارتم رو پرینت کردم.

چقدر من اکتیوم، یه روز زودتر از زمان اعلام شده کارت گرفتم.

محل آزمونم هم دانشگاه صنایع و مکانیک (دانشگاه آزاد باراجین) هستش. آخه یکی نیست بگه کنکور دانشگاه سراسری رو چه به دانشگاه آزاد.

ساعت ۷ صبح هم درهای محل برگزاری آزمون بسته میشه، بدتر از اون هم اینکه نوشتن یک ساعت قبل از بسته شدن درها تویه محل برگزاری آزمون باشید. من ساعت ۶ صبح پاشم برم باراجین که چی بشه؟؟؟!!! عمراً این کارو بکنم.

من سر تمام کنکورهای آزمایشی دیر رسیدم، کنکور واقعی هم برام فرقی با اونا نداره.

خیلی جالبه که من در حالی که فقط چند روز تا کنکور نمونده هیچگونه استرسی ندارم و کاملاً ریلکسم.


یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



وقتی چهره واقعی نمایان می شود...
تویه این یک هفته که از انتخابات گذشت با این اتفاقاتی ناراحت کننده ای که افتاد چهره واقعی خیلی از مردان سیاست این کشور مشخص شد و از همه بدتر کسی بود که تا امروز با وجود تمام شایعاتی که درموردش بود قبولش داشتم.

امروز متوجه شدم اشتباه فکر میکردم این آدم صلاحیت ... کشور ما رو نداره. ( اون سه نقطه ای که میبینید یعنی اینکه دلم نخواست بگم چی. چون اگه مینوشتم می فهمیدید کی رو میگم اما دلم نمی خواد بفهمید البته کسانی که عاقل باشن نه اینکه خودشون به جای اون سه نقطه کلمه درست رو میذارن بلکه اسمش رو هم میفهمن)

 حالم به هم میخورم از زمانی که نقاب از چهره این افراد کنار میره و چهره واقعیشون نمایان میشه. و میبینی بین ظاهر و باطنشون فرسنگ ها فاصله است.

حالم از سیاست این کشور به هم میخوره.

دلم میسوزه به حال کسانی که هر شب صدای الله اکبرشون تو صدای آژیر ماشین های پلیس گم میشه.

دلم میسوزه به حال کسانی که با گلوله جواب سوالشون رو میدن.

من چند روز دیگه کنکور دارم به نظر شما با این وضع من میتونم به آینده امیدوار باشم؟؟؟؟

 و دلم میسوزه برای خودم و همسن های خودم آینده ای که براش ۱۲ سال برنامه ریزی کرده بودیم به خاطر دعوای یه عده نابود میشه.

ای خدا صدام رو می شنوی؟؟؟؟!!!! من از همه چیز خسته شدم...


شنبه سی ام خرداد 1388 توسط Faezeh.s



ورودم به پرشین بلاگ

تویه این چند روز بلاگفا خسته ام کرده بود هرچی پست میذاشتم می پرید و یا اصلاْ باز نمی شد.

این طوری شد که یه وبلاگ دیگه به همین اسم تویه پرشین بلاگ ساختم.

توضیحات بیشتر برای این جابه جایی رو تو وبلاگ جدیدم ببینید.

سرزمین رویاهای من (وبلاگ جدیدم)


سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



روز مادر

روز مادر رو به همه ی مادرهای جهان و مامان جون خودم تبریک میگم.


یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



نمایشگاه صنایع دستی

 به مناسبت روز جهانی صنایع دستی یه نمایشگاه در همین رابطه در سازمان صنایع دستی واقع در میدان میرعماد برگزار شده که عکس های اون رو براتون میذارم.

معرق و منبت کاری 1

به دلیل زیاد بودن عکس ها مجبور شدم بقیه اش رو بذارم تو ادامه مطلب.

پ ن.۱: نمی دونم این بلاگفا چه بلایی سرش اومده چند روز هست که یا باز نمیشه یا اگر باز میشه قاطی میکنه و هرچی نوشتی می پره فکر کنم دچار جوگیری انتخاباتی شده. از صبح تا الان برای این پست زحمت کشیدم.

پ ن.۲: وای که چقدر این پست وبلاگم دخترونه شد.

پ ن ۳: همگام با پایان فرصت تبلیغات وبلاگی من هم از عناصر تبلیغاتی پاک شد.



ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



دروغ به اسم ایمان
مناظره دیشب رو دیدید؟؟؟ اگر دیدین پس حتماً تکذیب هاله نور رو هم شنیدین. خوب حالا اگه اونو دیدین لینک زیر رو هم ببینید. ویدیو هاله نور

این فقط یه نمونه از دروغگویی این آقای رئیس جمهور هستش.

دلم میسوزه برای کسانی که خوابن نمی فهمن دارن از کی حمایت می کنن. این روزها انقدر که از این قبیل آدمهای خواب دیدم و حرص خوردم خسته شدم. به من چه؟ وقتی کسی قصد بیدار شدن نداره پس بهتره تا ابد در خواب غفلت بمونه.

حالم از سیاست این کشور به هم میخوره. متنفرم از کسانی که ادعای مومن و مسلمون بودن و پایبندی به آرمان های انقلاب رو دارن اما چقدر راحت دروغ میگن و به دیگران توهین میکنن و اونها رو بی آبرو میکنن. کسی میتونه به من بگه معنای مسلمون بودن یعنی این؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن: این هم از لینک تایید ویدیو هاله نور توسط آیت الله جوادی آملی: دفتر آیت‌الله جوادی آملی «هاله نور» را تایید می‌کند


یکشنبه هفدهم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



وبلاگ خواهر جونم

بلاگفا رو باز می کنم و وارد صفحه مدیریت وبلاگم میشم یه نگاه به نظرات تایید نشده می اندازم می بینم یک کامنت جدید دارم، روی نظرات تایید نشده کلیک می کنم یهو چیزی رو می بینم که انگار برق منو می گیره  با صدای بلند جیغ میزنم: الهه (خواهر جونم)

تازه متوجه شدم بله خواهر جون ما هم به جرگه وبلاگ نویس ها پیوستن و ما بی خبر بودیم. این کارش تلافی کار خودم بود که چند وقت پیش تویه سایتی که خواهر جون حتی فکرش رو نمی کرد عضو شده بودم و حالا خواهر جون داشته باش من باز هم تلافی خواهم کرد.

خواهر جونم ورودت به دنیای وبلاگ نویس ها رو تبریک میگم.


جمعه پانزدهم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



یه پست بعد از یک ماه
سلام من بالاخره بعد از یک ماه آپ کردم. ۲ خرداد یعنی ۹ روز پیش امتحاناتم تموم شدن اما خوب تویه مدت اصلاْ حوصله آپ کردن نداشتم.

تویه این مدت یک ماه هم که خیلی از دوستان به ظاهر دوست رو شناختم دیدم چقدر تویه این مدت به وبلاگم سر زدن، واقعاً بنده رو شرمنده کردین.

این روزها شهر حال و هوای انتخاباتی گرفته. تو خیابون های شهر وقتی کسی رو می بینی که مچ بند سبز به دستش بسته ناخودآگاه یه نگاه به مچ بند سبز دست خودت می کنی میبینی که علی رغم آدم های غفلت زده خیلی ها هستن که هدفشون با تو مشترکه و راه رو درست انتخاب کردن.و بیش از پیش انرژی میگیری.

همگام با دنیای واقعی در دنیای مجازی هم اغلب موضوعات رنگ و بوی انتخابات به خودشون گرفتن. اما واقعاً تعجب آوره که خیلی ها که واقعاً هم این رفتارها ازشون بعید هستش سعی میکنن با تخریب شخصیت کاندیداهای دیگر به تبلیغ کاندیدای موردنظر خودشون می پردازن.

 امیدوارم خیلی ها تویه این روزها به خودشون بیان و یک لحظه فکر کنن ببینن کدوم یک از شعارهای ۴ سال پیش عملی شد؟؟؟؟؟!!!!! تا دوباره فریب شعارهایی بس دروغ تر از ۴ سال پیش رو نخورن.


دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط Faezeh.s



Blog Skin