تبليغاتX
سرزمين روياهای من
سرزمين روياهای من

خاطرات یک دانشجو
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

منوي اصلي

 

آخرين نوشته ها

 

دوست جونام

 

آرشيو مطالب

 

 

وبلاگهای به روز شده









فیلم محل سقوط هواپیما+اسامی کشته شدگان

لینک زیر فیلم سقوط هواپیمایی که به دلیل نامعلوم ساعت ۱۱:۳۳ صبح امروز در اقبالیه قزوین سقوط کرد.

تصاويري از محل سقوط هواپيماي مسافربري ايران به مقصد ارمنستان

واقعاْ عجیبه چطور ممکنه هواپیمایی که ادعا میشه قبل از پرواز به طور کامل چک میشه ۱۶ دقیقه بعد از پرواز به دلیلی که تا الان نقص فنی اعلام شده سقوط کنه!!!

یعنی جون ۱۶۸ سرنشین هواپیما انقدر بی ارزش بوده؟؟؟؟!!!!

ب.ن: این هم لینک اسامی کشته شدگان: اسامي كشته شدگان سانحه هوايي اعلام شد


چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 توسط Faezeh.s



دوست سفید حنایی من + یه سری حرف

پیشی جون

۱.این جناب گربه خان که ملاحظه می کنید چه بامزه دراز کشیده و داره میو میو می کنه دوست سفید حنایی منه. ببینید چه دوست نازی دارم.

من با ایشون روز کنکور دانشگاه آزاد آشنا شدم. اون روز در حالی که من داشتم روی برد دنبال شماره ی خودم میگشتم لطف نمودن و منو ترسوندن. حالا از اون روز هر وقت خواهری تو دانشگاه این دوست عزیز منو می بینه سریع به من اس ام اس میزنه و خبر میده.

این عکس رو هم دیروز خواهری ازش گرفته.

این روزها چقدر رابطه من با گربه ها( البته پیشی های ملوس ) خوب شده!!!

  ۲. دیروز دوست مامانی زنگ زده بود و میگفت یکی از فامیل هاشون یه دختری داشته که پارسال کنکور شرکت میکنه و رشته مورد علاقه اش رو قبول نمی شه از بعد کنکور پارسال شروع میکنه به درس خوندن و روزی ۱۶ ساعت درس میخونده.

تا اینکه شب کنکور حالش بد میشه و میبرنش بیمارستان، دکترها میگن قندش خیلی بالا رفته و اجازه شرکت در کنکور رو نداره، دختره بیچاره با شنیدن این حرف و استرس زیادش همون شب میمیره.

تا کی باید به خاطره یه آزمون عادی که جزئی از زندگیه باید کنکوری ها یه بلایی سرشون بیاد.

کی به اینجور مسائل جواب میده؟؟؟

 آموزشگاه های کنکور یا اگه بخوام ساده تر و بی پرده تر اسمشون رو بگم موسسه های استرس زایی؟؟

 رئیس سازمان سنجش؟؟؟؟

معلم هایی که تو مدرسه خودم ۹ ماه سر کلاسشون نشستم و دیدم بعضی هاشون چطور فرصت درس رو صرف افزایش اضطراب کردن؟؟؟؟

واقعاً چه کسی جوابگویه اینجور مسائله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 توسط Faezeh.s



گزارش سفر یک روزه به برغان
پست خصوصی



ادامه مطلب

شنبه بیستم تیر 1388 توسط Faezeh.s



این چند روز
قبل از شروع تعطیلات کلی براش نقشه کشیده بودم. کلی برنامه ریزی کرده بودم که تعطیلات امسال باید همون جوری باشه که دوست دارم.

اما درحالی که چند روز از شروع تعطیلات گذشته احساس میکنم تمام اون برنامه ریزی ها رو فراموش کردم و بیشتر از اونکه پیرو برنامه های قبلیم باشم تابع برنامه ریزی ها و مهمونی های خانوادگی بودم. در مجموع تا اینجا که بد نبوده، بازم بی انصاف شدم، عیبی نداره جمله ام رو اصلاح میکنم: در مجموع تا اینجا خوب بوده.

دیشب یه وبلاگ پیدا کردم که اصلاً باورم نمیشد. این وبلاگ متعلق به یکی از فامیلهای یکی از آشناهای دورمون بود. من این خانم (صاحب وبلاگ) رو چند باری دیده بودم،بعد از خوندن تمام وبلاگش که تا ساعت ۲ شب طول کشید فهمیدم نه بابا این خانم برعکس اون چیزی که من دیده بودم اونقدرها هم دختره ساکتی نبود و کلی شیطون بود و ما خبر نداشتیم.

چقدر ظاهر آدم ها با باطنشون فرق داره!!


چهارشنبه هفدهم تیر 1388 توسط Faezeh.s



یه پست پر از تبریک

بابایی مهربونم روزت مبارک

balloons3.gif - 7.2 K

تولد حضرت علی (ع) و روز پدر رو به همه ی پدرهای مهربون تبریک میگم

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

و اما دومین تبریک:

۱۵ تیر سالگرد تولد خواهرجونم رو بهش خیلی خیلی تبریک میگم.

(من اولین نفری بودم که یه روز زودتر تولدت رو تبریک گفتم)

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

الی جونم تولدت مبارک

33


یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط Faezeh.s



خداحافظ کنکور، سلام تابستون!!
سلامممممممممممممممممممممممممممممممممم. بالاخره کنکورم تموم شد.

به همین منظور --------->                 2 2

311113

امروز صبح کنکور دانشگاه آزاد داشتم. ساعت برگزاری آزمون ۸ صبح بود اما من از ساعت ۶:۳۰ رفتم محل برگزاری آزمون. سوالها هم خوب بود البته تا ببینیم نتیجه چی میشه. بعضی از سوالهای عمومیش واقعاً خنده دار بود.

خنده دارترینش اولین سوال دین و زندگی بود: نام برادر حضرت موسی چه بود؟؟ وقتی این سوال رو دیدم انقدر که خنده ام گرفته بود فقط سعی کردم آروم بخندم که نظم جلسه به هم نخوره.

۲۰۰ تا سوال بود یعنی ۳۵ سوال کمتر از کنکور سراسری و ساعت ۱۱:۱۵ دقیقه هم آزمون تموم شد درحالی که آزمون سراسری تا ساعت ۱۲:۱۰ بود.

تقریباً ۱۰ دقیقه تا اتمام زمان کنکور مونده بود که فرم نظرسنجی رو آوردن، یه سوال داشت که نوشته بود چرا این رشته ( انتخاب اولم نرم افزار کامپیوتر بود) رو انتخاب کردید؟؟ چندتا گزینه هم داشت و از اونجایی که من نمی تونم دروغ بگم گزینه " شغل مناسب و درآمد کافی " رو انتخاب کردم.

چی کنم خوب هرکار کردم نتونستم خودم رو قانع کنم گزینه ی دروغ رو انتخاب کنم.

خوب این کنکورم تموم شد و تعطیلات تابستونم شروع شد.

برای همه کنکوری ها آرزوی موفقیت میکنم.


پنجشنبه یازدهم تیر 1388 توسط Faezeh.s



کارت ورود به جلسه کنکور آزاد
اول قرار بود کارت ورود به جلسه کنکور دانشگاه آزاد هم مثل کنکور سراسری اینترنتی باشه اما بعدش نمی دونم چی شد که اعلام کردن برای گرفتن کارت باید به دانشگاه آزاد مراجعه کنید.

اینجوری شد که امروز من و خواهری با هم رفتیم دانشگاه آزاد تا کارت ورود به جلسه منو بگیریم. برای گرفتن کارت همه باید از در اساتید وارد دانشگاه میشدن اما از اونجایی که من مثل همه نبودم  و خواهری با اون خانم هایی که جلویه در دانشگاه مسئول چک کردن کارت دانشجویی آشنا بود من تونستم بدون داشتن کارت دانشجویی وارد دانشگاه بشم.

بدون کارت وارد دانشگاه شدن خیلی بهم انرژی داده بود به خواهری گفتم باید تمام دانشگاه رو بگردیم. اما از اونجایی که من خیلی زود خسته میشم چند دقیقه بعد از گشتن تویه دانشگاه و انجام دادن کارهای خواهری در حالی که هنوز کارت ورود به جلسه کنکورم رو نگرفته بودم خیلی خیلی خسته شدم و انرژیم به صفر رسید.  

یه چیز خیلی جالب امروز تویه دانشگاه دیدم و اون هم یه گربه جلویه بوفه دانشگاه بود که خواهری همیشه از اکیپ این گربه ها که همشون هم دزد هستن تعریف میکرد و من امروز در عین شجاعت درحالی که از گربه وحشت دارم تونستم یکی از این گربه ها رو ناز بدم البته با پا

این هم عکس گربه ی به ظاهر بی حال در کنار من

گربه ملوس و من

البته اینطوری نگاهش نکنید که انقدر بی حال افتاده که آدم فکر میکنه آنفولانزای گربه ای داره و در حال مرگه بعد از چند دقیقه دیدمش که از من سرحالتر داشت تویه آفتاب قدم میزد

محل توزیع کارت سالن ورزشی بود و خانمی هم که مسئول دادن کارت ها بود خیلی خیلی مهربون بود.

آزمون من هم روز ۵شنبه صبح هستش و بعد از اون اگه خدا بخواهد تعطیلات تابستونم شروع میشه.


یکشنبه هفتم تیر 1388 توسط Faezeh.s



روزهای بین کنکور سراسری و آزاد
سلام دوست جونا بعد از دو روز دوری از اینترنت بالاخره اومدم.

پنج شنبه صبح ساعت 5:30 صبح از خواب بیدار شدم تا آماده بشم و یک ساعت زودتر برم محل برگزاری آزمون. حالا حتماً میگید من که گفته بودم میخوام دیر برم چرا انقدر زود رفتم؟؟!!! به دلیل اینکه نمیدونم کدوم سازمان باهوشی دقیقاً همون روز یک همایش پیاده روی برای خانم ها از میدون جانبازان به سمت فدک برای ساعت ۶ صبح گذاشته بود. من هم چاره ای جز زود رفتن نداشتم و اگرنه امسال باید بیخیال کنکور میشدم.

حدود ساعت ۱۰ دقیقه به ۶ بود که رسیدم جلوی در هنوز باز نشده دانشگاه آزاد. حدود ۳۰نفر به جز من اونجا بودن. خوب شد این دفعه هم طبق معمول همیشه با خواهرجون رفته بودم تا باز شدن در کلی باهم گفتیم و خندیدیم. جاتون خالی چه هوایی بود جون میداد واسه شمال اما خوب چی میشد کرد باید میرفتم سرجلسه کنکور

بعد از باز شدن در با خواهری خداحافظی کردم و اولین نفر بودم که وارد محوطه دانشگاه شدم. محل برگزاری آزمون سالن ورزشی بود همه رفتیم جلوی در اونجا ایستادیم تا بعد از چک کردن کارت هامون وارد محل برگزاری آزمون بشیم. همونجا کلی از دوستام رو دیدم و مشغول صخبت کردن شدیم که یهو دیدم از پشت یکی صدام میکنه برگشتم دیدم خواهریه گفتم تو رو چه جوری راه دادن؟؟ گفت کارت دانشجوییش رو نشون داده اومده تو.

این خواهری من انقدر که هر روز رفته دانشگاه و با همه آشناست اگه کارت هم نشون نمیداد باز هم اجازه میدادن راحت بیاد تویه دانشگاه.

بالاخره رفتیم سر جلسه و بعد از پر کردن فرم نظرسنجی ساعت ۸ کنکور شروع شد و تا ساعت ۱۲:۱۰ هم ادامه داشت. بعد از تموم شدن کنکور تمام بدنم درد میکرد از بس که صندلی هاش نامناسب بود.

وقتی از سالن برگزاری آزمون خارج شدم خواهری رو دیدم که با یک عدد پاکت آبمیوه برای یک بچه کنکوری جلوی در ایستاده بود و منتظر من بود. مرسی خواهرجون

میخواستم وبلاگی رو همون پنجشنبه آپ کنم اما نشد دیروز صبح هم که شارژ اینترنتمون تموم شد و موند برای امروز از صبح تا الان هم منتظر بودم این اینترنت شارژ بشه اما خوب این صبانت هر دفعه که شارژ میکنی بعد از کلی تماس گرفتن با پشتیبانی بعد از ده ساعت یادش می افته اینترنت ما رو شارژ کنه.

پ ن: دیشب که متوجه شدم مایکل جکسون مرده خیلی ناراحت شدم با اینکه از طرفداراش نبودم اما خوب مرگش خیلی ناراحت کننده بود.


شنبه ششم تیر 1388 توسط Faezeh.s



یک قدم تا کنکور
سلام دوست جونا اول از همه یه عذرخواهی بهتون بدهکارم که این چند وقت نمی تونم بهتون سر بزنم انشاالله تا یک هفته دیگه ( بعد از کنکور دانشگاه آزاد) از این کنکور و جو استرس زا خلاص میشم و رسماْ تعطیلات تابستونم شروع میشه و به همتون سر میزنم.

بیش از چند ساعت تا کنکور باقی نمونده، استرس تمام وجودم رو گرفته و دیگه از اون آرامشی که تو پست قبل نوشته بودم خبری نیست.

هرچی میکنم حواسم رو به یه موضوع دیگه متمرکز کنم که استرسم کمتر بشه، نمیشه.

همه چی داره رو اعصابم اسکی میکنه.

از همه بدتر هم این لینک بود :عکس کنکوری های 88 که واقعاً منو ناراحت کرد.

آخه سازمان سنجش با خودش چه فکری کرده که اینطوری عکس تمام کنکوری ها رو گذاشته رو سایت.

واقعاً به خاطره این اقدام بیخود باید از سازمان سنجش شکایت کرد.

 خوب دیگه دوست جونا فعلاً خداحافظ برام خیلی خیلی دعا کنید.


چهارشنبه سوم تیر 1388 توسط Faezeh.s



Blog Skin