۱. جناب استاد اندیشه 1 لطف کردن و به سبک جدید درس پرسیدن. اینطوری که از بچه ها میپرسید کدوم صفحه رو اشکال دارین و هرکسی که سوالی میپرسید اسمی رو از لیست صدا میکردن و میگفتن شما به سوال دوستت جواب بده اگه بلد بود که 1 نمره میگرفت و اگرنه که 0.5 نمره منفی. شانس آوردم که فقط از اول لیست و به ترتیب اسم ها رو میگفت و نوبت من نشد.

۲.کلاس های یک شنبه هام مخصوصا ساعت آخر خیلی برام خسته کننده است. از همه طرف بهم فشار عصبی وارد میکنه. اول اینکه حق نشستن ردیف جلو رو ندارم چون جناب استاد خان  در جلسه اول با ما اتمام حجت کردن که دخترها جلو نشینن و فکر این رو هم نکردن که آخه وقتی یه آقا با قد 190 جلویه من میشینن من بیچاره چه جوری باید برد رو ببینم دوم اینکه سه تا تخته رو با خط فوق العاده ریز که با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیست پر میکنن و حق نوشتن درفاصله زمانی استاد رو هم نداری واگرنه اخراج از کلاس و سوم اینکه هر حرکتی شامل تکون خوردن لب ها که شباهت 1% به لبخند بی مورد داشته باشه هم باعث اخراج از کلاس میشه. خدا به خیر بگذرونه تا آخر ترم چه بلایی قراره سرمون بیاد.

۳. سر کلاس فیزیک نگاهی به جزوه کناریم کردم یه مقایسه کوچولو با جزوه مرتب و چندرنگ خودم کردم ودیدم تفاوتش زمین تا هواست اما جالب بود که باهمین جزوه نامرتب جواب هرسوالی رو خیلی سریع و بدون ماشین حساب تا چند رقم اعشار محاسبه میکرد.

۴. هنوز هیچی نشده جزوه های من بارها توسط بقیه بچه ها کپی شده میخوام یه پیشنهاد به انتشارات بدم چند سری از جزوه های منو کپی کنه در اختیار بقیه بذاره.

۵. دلم میخواد هرچه زودتر پنج شنبه هفته بعد برسه.

تذکر نوشت: خواهش میکنم اگه نوشته های منو نخوندین و برام کامنت میذارید بیخودی ننویسید" وبلاگ قشنگی داری" و یا " وبلاگ جالبی داری". معیار ارزیابی شما از یک وبلاگ قشنگیه؟؟؟!!

فکر نمی کنم این معیار عاقلانه ای باشه. ویا مگه وبلاگ من فیلم سینمایی که جالب باشه؟!!

 خواهش می کنم تو کامنت هاتون این جملات تکراری رو ننویسید.

قابل توجه همه: انتخاب محبوب ترین وبلاگ های فارسی

محبوب ترین وبلاگ ها

بعداْ نوشت: الان دلم میخواد دوشنبه زودتر برسه.


 

نوشته شده توسط Faezeh.s در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 21:52 موضوع خاطرات دوران مدرسه و کنکور | لینک ثابت